الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

156

تفسير تطبيقى (فارسى)

با اين وصف بيان صحابه ( در صورتى كه با سند درست نقل شود ) درباره رخدادهاى صدر اسلام ، بيان آداب و رسوم جاهليت و قرائن و شواهد محفوف به نزول قرآن كه در تفسير آيات دخالت دارند و بالاخص در بيان شأن نزول آيات و بيان معناى لغوى آيات داراى اعتبار مىباشد چون قرآن به زبان آنان نازل شده و مفسر را در رسيدن به معناى رايج آن لغت در زمان نزول وحى كمك مىكند هر چند ممكن است آن معنا مطابق با معناى اصطلاحى آن لغت در قرآن نباشد . قاسم بن سلّام ( م / 224 ق ) مىنويسد : روزى عمر از خود پرسيد ، چگونه ممكن است اين امت با آنكه پيامبرشان يكى است با يكديگر اختلاف پيدا كنند ، پس كسى را نزد عبد اللّه بن عباس فرستاد [ و چون آمد ] از وى همين پرسش را پرسيد . ابن عباس گفت : اى امير مؤمنان ، قرآن بر ما نازل شده آن را مىخوانيم و مىدانيم آيات درباره چه كسى نازل شده است ليكن پس از ما اقوامى خواهند بود كه قرآن مىخوانند ولى نمىدانند آيه در چه موردى نازل شده است پس از ناحيه خود رأيى صادر مىكنند و اين رأيها موجب اختلاف آنان مىشود و چون اختلاف كنند يكديگر را مىكشند ، عمر ناراحت شد و ابن عباس را از خود راند ابن عباس كه رفت عمر درباره ديدگاه وى انديشيد و به عمق آن پى برد دوباره ابن عباس را فرا خواند و گفت : آنچه گفتى دوباره براى من

--> رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مىكنند كه فرموده‌اند : « بلّغوا عنّى و لو آية و حدّثوا عن بنى إسرائيل و لا حرج . . . از من هر چند آيه‌اى را برسانيد و از بنى اسرائيل حديث گوييد كه باكى بر شما نيست . . . » ( محمد بخارى ، صحيح مع فتح البارى ، ج 6 ، ص 329 ) جاى بس شگفتى است كه رسول خدا طبق روايات اهل سنت بفرمايند از من چيزى ننويسيد و هر چه غير از قرآن است را محو كنيد ( به طور نمونه ، ر . ك : خطيب بغدادى ، تقييد العلم ، ص 30 ) ولى دستور دهند از بنى اسرائيل حديث گوييد و باكى بر شما نيست و شگفت‌آورتر اينكه امثال ابن تيميه همين روايت را توجيهى براى كار عبد اللّه بن عمرو العاص محسوب مىكنند كه درباره‌اش گفته‌اند : « دو بار شتر از روايات يهوديان به دست او افتاد و از آنها حديث مىگفت . . . » ( محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 175 ؛ ابن تيميه ، مقدمه فى اصول التفسير ، ص 27 ) در حالى كه اگر توجيه ابن تيميه و ديگران درست باشد ، نبايد خود صحابه بر كار عبد اللّه بن عمرو العاص خرده گيرند و به دليل همين رفتارش پس از آن از وى ، رواياتش را نپذيرند ر . ك : احمد ابن حجر ، فتح البارى ، ج 1 ، 167 به نقل از ، اضواء على السنة المحمدية ( هل يجوز رواية الاسرائيليات ) ، ص 164 .